خرید بک لینک
توي دفتر قديمياش ديدم. ميدان هفت تير. براي اولين و آخرين بار. چه دفتر درندشتي بود خودش لوكيشني بود براي خودش. يقه پيراهنش تا سينه باز بود طبق معمول. پيراهن سفيد اتو كشيده در تن چابك يك مرد جا افتاده.هنوز بيماري صعبالعبور «اسمش را نبر» يقهاش را نگرفته بود كه زار و زندگياش را نابود كند.

برچسب: نویسنده: tamam تاريخ: 30 ساعت: Jun:

صفحه بندی